دو کلمه حرف حساب:”از ماست که بر ماست” یادداشتی در باب انتخابات؛

دو کلمه حرف حساب:”از ماست که بر ماست”

Spread the love

انتخاب های احساسی و هیجانی و قومی و مذهبی و بی سیاستی خود ما مردم است که نسنجیده و نادانسته و بدون تحقیق و صرفا بخاطر قوم و خویش بازی و جناح ها و گروه های سیاسی و… به آنان رای داده ایم و خود عامل بدبختی خود،خانواده و جامعه مان شده ایم.پس دیگر حق اعتراض و خرده گرفتن بر این و آن را نداریم که:”از ماست که بر ماست”

به گزارش صحرانیوز ؛ اسماعیل تقی زاده فرهنگی و فعال سیاسی استان گلستان در یادداشتی در باب انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی شهر نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم

دو کلمه حرف حساب: “از ماست که بر ماست”

“خدا آن ملتی را سروری داد / که تقدیرش به دست خویش بنوشت

به آن ملت سر و کاری ندارد / که دهقانش برای دیگران کشت”

آن هنگام که خداوند متعال،گِل آدم را بسرشت و از روح خود در او دمید و به همراه همسرش حوا، در بهشت برین جایشان داد و از نزدیک شدن به درخت ممنوعه برحذر داشتشان و”عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها”را برایش فراهم کرد،با عقل و تفکر و تدبیری که در روح و جان آدم حاکم نمود،قدرت اختیار و حق انتخاب را نیز به خود او واگذار کرد.

لذا تمامی مفسرین و علمای دانا و آگاه،این نهی آدم از سوی خداوند را “نهی ارشادی” می دانند.چرا که اگر غیر از این می بود،رقم زدن سرنوشت بدست خود آدمی،معنا پیدا نمی کرد و خوبی و بدی و خیر و شر،مفهومی نداشت.

و دیدیم شد آنچه نباید می شد…

بحث داغ این روزها نیز”انتخابات” است و انتخاب در نظام ها و حکومت های جمهوری و دموکراتیک(حکومت مردم بر مردم) مهمترین و با اعتبارترین انتخاب ها است.چرا که به مردم اجازه داده می شود تا خود با حق انتخاب آزادانه،کسانی را با رای بیشتر،به عنوان حاکمان و مسئولان خویش بپذیرند که خود می خواهند.به همین دلیل انتخاباتی همچون رئیس جمهوری،نمایندگی مجلس و شوراهای شهر و روستا،معتبرترین انتخاب هاست،چرا که با رای مستقیم و اکثریت مردم برگزیده می شوند.

حال می خواهد این انتخابشان درست باشد یا اشتباه.

بنابر این،اگر انتخاب مردم،انتخاب درست و شایسته ای بود و منتخب یا منتخبینشان انسان های سالم،دانا،آگاه،مقتدر،متعهد،متخصص و دست پاک بودند،باید به این انتخابشان تبریک و آفرین گفت و چنین مردمی نیز به رای درست و انتخاب صحیحشان افتخار خواهند کرد.

و اگر فردی بی کفایت،بی لیاقت،خائن به بیت المال،فرصت طلب،سودجو و کیسه دوز برای خود وخانواده و اطرافیانش و بدتر از همه بی تعهد و بی تخصص از میان انبوه آراء همین مردم از صندوق های رای بیرون آمد،باید بحال چنین مردمی تاسف خورد و همان مردم،می بایست خود را پیش از هر کسی سرزنش کنند و مقصر بدانند.

وقتی در این چند سال گذشته از گوشه و کنار کشور،صدای نارضایتی مردم نسبت به عملکرد دولت و وضعیت بسیار نابسامان معیشتی و اقتصادی شان به آسمان رسیده است…

وقتی برخی نمایندگان مجلسی را می بینیم که پس از انتخابشان دیگر خدا را بنده نیستند و در چهار سال دوره نمایندگی شان بدنبال کیسه دوختن و مال اندوزی و رانت خواری و… برای خود و نزدیکانشان هستند…

وقتی می بینیم و می شنویم که در برخی شهرها،شهرداری متخلف(بخوانید دزد) از کار درمی آید…

و وقتی می بینیم و می شنویم که یک یا چند تن از اعضای شورای شهر یا روستایی در کشور،حیف و میل کننده بیت المال و خائنین و دزدان بی شرمی از کار درمی آیند و دستان پلید و ناپاکشان برای همگان رو می شود…

اینها همه به خاطر بی تدبیری و ناآگاهی و انتخاب های احساسی و هیجانی و قومی و مذهبی و بی سیاستی خود ما مردم است که نسنجیده و نادانسته و بدون تحقیق و صرفا بخاطر قوم و خویش بازی و جناح ها و گروه های سیاسی و… به آنان رای داده ایم و خود عامل بدبختی خود،خانواده و جامعه مان شده ایم.پس دیگر حق اعتراض و خرده گرفتن بر این و آن را نداریم که:”از ماست که بر ماست”

منفعت و پاداش بهترین انتخاب از دستی که با آن رای درست را به صندوق انداخته ایم،به دست دیگرمان بازمی گردد و برعکس،دود بدبختی و سیه روزی انتخاب نادرستمان،پیش از هر چیز و هر کس،به چشمان خودمان خواهد رفت.

یک نکته نیز درباره انتخابات شهر و روستا تأمّل برانگیز است.

در مکان ها و مناطقی از کشور عزیزمان ایران که اقوام و طوایف مختلف در کنار هم بخوبی زندگی می کنند و برخی از مسئولین هم عبارت های تکراری و هیجانی”رنگین کمان اقوام” و “وحدت اقوام” و “همبستگی های اقوام” و … را در سخنرانی هایشان مدام بکار می برند،اگر براستی چنین است(و البته چه زیباست که باشد)،مصداق واقعی آن می بایست در انتخاب های مردم این مناطق به چشم دیده شود.

اگر کسانی از چنین ادعایی زیبا،داد سخن سردادند اما به هنگام آزمون سخت و سرنوست ساز انتخابات،تمامی برگزیدگان،از قوم و قبیله ای یکدست،از صندوق های رای بیرون آمدند و آن منتخبین هم در اشتباهی دردناکتر،شهردار یا دهیار یا پیمانکار بولوار و جدول کشی شهر و موزائیک فرش شهر و روستا و یا هر پروژه عمرانی دیگر را به اقوام و بستگان خویش سپردند،مطمئن باشید و یقین بدانید بی تردید،این انتخاب و این رای دادن،هرگز و هرگز از سر دلسوزی،آگاهانه و برای رضا و خوشنودی خداوند بزرگ نبوده است،نیست و نخواهد بود.

انتخاب و ائتلافی زیباست که بهترین ها،پاکدست ترین ها،متعهدترین ها و متخصص ترین ها از هر قوم و قبیله و گروه و مذهبی باشند تا آن معنای “رنگین کمان”،صورت راستین و حقیقی خود را در شهر و روستایمان و البته در کشور عزیزمان به نمایش بگذارد و همگان از دیدنش لذت برده و بهره مند شوند.ان شاالله

“دانه ی تسبیح چون که اتحاد / دور هم چرخند از اذکار و یاد

چون که یک دانه زند ساز جدا / کُلُ این چرخش رود از نخ به باد

شیعه،سنّی گر که با هم ما شوند / دست در دستان هم یکتا شوند”

۱۹/خرداد ماه/۱۴۰۰

استان گلستان – اسماعیل تقی زاده