مدیران می‌فهمند، مردم می‌دانند، اما چرا وضعیت بهتر نه؛ بدتر می‌شود؟! مشغله‌های ساختگی را کنار بگذارید؛

مدیران می‌فهمند، مردم می‌دانند، اما چرا وضعیت بهتر نه؛ بدتر می‌شود؟!

مشغله های مختلفی که این روزها با نام هایی نظیر همایش، جلسات، سفرها، بازدیدها، حضور در کمیسیون های مجلس و بخش های مختلف خصوصی و … بر عهده وزیران و مدیران عالی گذاشته می شود، باعث شده این افراد که در حقیقت مسئول اجرای برنامه های پیشرفت کشور و رفع مشکلات مردم هستند، بخش عمده ای از وقت خود را صرف این امور کرده و تمرکز لازم برای اجرای برنامه های بهبود اوضاع و شرایط را از دست بدهند. بهتر است، هرچه زودتر فکری برای این وضعیت کرد.

به گزارش صحرانیوز ؛ شاید یکی از مهمترین پرسش های پیش روی مردم این باشد که چرا همه کارها به خوبی در کشور ما پیش نمی رود، یا چرا گاهی تجربیات شکست خورده گذشته باز هم تکرار و مشکلی برای مدتی رفع می شود و باز دوباره مشکلی مشابه آن یا همان مشکلی که مدتی رفع شده بود، بار دیگر به درد مردم و جامعه تبدیل شده است؟

برای پاسخ به این پرسش ممکن است مردم، کارشناسان و افراد پاسخ های متفاوتی بدهند. برخی آن را به تغییر مدیریت ها ربط می دهند، بعضی ها آن را به دلیل نداشتن سواد و علم لازم از سوی برخی مدیران مرتبط می دانند و عده ای هم شاید دلایل دیگری نظیر اینکه مدیران مشغله های گوناگونی دارند و شاید دغدغه های شخصی و مشاغل چندگانه شان باعث پیشرفت کار می شود و … بدانند.

اما عده ای از تحلیلگران هم گرفتن بیش از حد وقت مدیران و وزیران را باعث پیشرفت نامناسب کارها و امور می دانند. با توجه به اینکه سطح اطلاعات، دانش و دانسته های مردم کشورمان به دلیل افزایش میزان تحصیلات دانشگاهی و امکانات علمی و فناوری نسبت به گذشته یک جهش خوبی را شاهد است و حتما هر چه از سال های اولیه انقلاب فاصله گرفته ایم هم دانش، هم سواد و هم دانسته ها و تجربیات مسئولان و متقابلا مردم کشورمان افزایش یافته است.

مدیران می‌فهمند، مردم می‌دانند، اما چرا وضعیت بهتر نه؛ بدتر می‌شود؟!

با نگاهی به میزان دانش و تحصیلات مردم و مسئولان از گذشته تا کنون، می بینیم سطح دانش آنها نسبت به گذشته بهتر و بهتر شده و اکنون در بهترین شرایط خود قرار گرفته است؛ این موضوع را می توان در برخورد با مسئولان بخش های مختلف و مردم البته با لحاظ اندکی خطا متوجه شد.

اما پرسش این است که چرا با وجود افزایش این سطح تجربیات، دانش و تحصیلات، شاهدیم که به جای کاسته شدن از مشکلات، هر روز مشکلات بیشتری به ویژه در حوزه های اقتصادی و بخش های مربوط به اقتصاد خانواده ها و معیشت مردم ایجاد می شود، به صورتی که هم داد مردم درمی آید و هم داد بخشی از مسئولان!

ایراد کار کجاست؛ یعنی باید جلوی استفاده از رانت ها را گرفت، یا مقابل اختلاس ها ایستاد تا این وضعیت بهبود یابد یا اینکه باید بر وضعیت پرداخت مالیات به ویژه توسط قشرهای پردرآمد مانند پزشکان و افراد خاصی که از پرداخت مالیات حذر می کنند و یا بر مسأله قاچاق نظارت جدی کرد که مشکلات اقتصادی برطرف شود؟ واقعیت این است که هرچند نظارت جدی برای محقق شدن این امور به رفع مشکلات می انجامد، همه راهکار ممکن نیست.

عوامل و موضوعات بیشتری هم در این امر دخیل است. درد اینجاست که مسئولان عالی رتبه می فهمند و متوجه مشکلات هستند و حتی راهکارها را هم بیان می کنند، وزیران و مدیران عالی هم مشکلات را می دانند و هم راهکارهایی برای آنها دارند که جسته و گریخته آن را فقط مطرح می کنند و البته هم مردم می فهمند و متوجه می شوند و آنها هم حتی راهکارهایی برای رفع مشکلات البته به صورت عامیانه تر بیان می کنند؛ اما چرا همچنان مشکلات پابرجاست و حتی گاهی افزایش هم می یابد؟

واقعیت این است که اگر خبرنگار باشید، شاید بتوانید بهتر دلیل و چرایی این پیش نرفتن کارها را متوجه بشوید، چون در بسیاری از مواقع که شما برای یافتن علت و چرایی یک اتفاق به دنبال یک مسئول برای پاسخگویی هستید، نمی توانید آنها را پیدا کنید، چون آنها درست یا غلط همواره در جلسات مختلفی حضور دارند و شما از این بابت نمی توانید آنها را بیابید و دلیل مشکلات را از آنها جویا شوید.

بهتر است وزیر، مدیر و مسئولان مربوطه یک بار در مورد جلساتشان توضیح بدهند که در روز، هفته و ماه چه تعداد جلسه شرکت می کنند و چه میزان از وقت خود را در جلسات می گذرانند؟ یک بار در مورد اینکه موضوع جلسات چیست و چقدر خروجی مثبت برای بهبود کار وزارتخانه، اداره کل و مجموعه تحت نظر آنها داشته اند، توضیح بدهند و بگویند از ناحیه برگزاری این جلسات چقدر کار به نفع مردم و جامعه انجام شده است؟

به نظر می رسد، یکی از عوامل و دلایل جدی که باعث می شود امور به نحو مطلوبی پیش نرود و در نتیجه مشکلات مرتفع نشود، همین جلسات زیاد، طولانی مدت و احتمالا عمدتا بی حاصل و بی نتیجه است که متأسفانه هر روز هم بر حجم و تعداد آن افزود می شود؛ یعنی یک وزیر، مدیر، معاون و مدیر کل همواره باید در جلسه بزرگداشت روز فلان، بهمان همایش، جلسات مختلف درون سازمانی و برون سازمانی، جلسات کمیسیون های مختلف مجلس و … حضور پیدا کند و بر همین اساس هم بخش عمده ای از وقت خود برای اجرای برنامه ها و اهداف مورد نظر در جهت رفع مشکلات مردم را از دست خواهد داد.

پیشنهاد می کنیم که وزیران، مدیران عالی و افرادی که در راه رفع مشکلات کشور و جامعه ذی مدخل هستند، یک مدیر کاربلد و توانمند را به عنوان قائم مقام خود برگزینند و اختیارات لازم را به او بدهند تا مجری برنامه های آنان در جهت رفع مشکلات باشند و بتوانند گزارش کار مشخصی از پیشرفت کارها و رفع مشکلات به مردم ارائه کنند. در این صورت خودشان هم با خیال راحت می توانند علاوه بر نظارت بر کار این فرد به جلسات، همایش ها و برنامه های مختلف خود برسند.

یا برعکس خودشان مسئول انجام کار، اجرای برنامه ها و رفع مشکلات باشند و متقابلا نماینده تام الاختیاری از سوی خود برگزیده و او را جهت حضور در برنامه ها، همایش ها و جلسات مختلف معرفی کنند. به این شکل تمام وقت و تمرکز وزیران و مدیران عالی بر اجرای برنامه ها و رفع مشکلات گذاشته خواهد شد و البته می توانند گزارش های مختلف درباره جلسات و همایش های مختلف را دریافت کنند.

مشغله های مختلفی که این روزها با نام هایی نظیر همایش، جلسات، سفرها، بازدیدها، حضور در کمیسیون های مجلس و بخش های مختلف خصوصی و … بر عهده وزیران و مدیران عالی گذاشته می شود، باعث شده این افراد که در حقیقت مسئول اجرای برنامه های پیشرفت کشور و رفع مشکلات مردم هستند، بخش عمده ای از وقت خود را صرف این امور کرده و تمرکز لازم برای اجرای برنامه های بهبود اوضاع و شرایط را از دست بدهند. بهتر است، هرچه زودتر فکری برای این وضعیت کرد.